اللهم عجل لولیک الفرج

 

 




 

 
 
 

 

 

منوی وبلاگ (1)

 

موضوعات
  (81) عمومی
(7) مذهبي
(0) اجتماعي
(4) سياسي

 

 

  آرشیو ماهانه
 

 

 

  لينک دوستان
  راهنماي حقيقت
مرصاد
حرفهاي گفتني مهراب
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا
رمز دشمن شناسي
محبان المهدي او خواهد آمد
گلستان قرآن
يا زهرا مدد
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
؛اصفهان رپ؛
؛دانلود بيت رپ؛
خبرهاي اسبفروشان
به اسبفروشان خوش آمديد
یادداشتها و برداشتها
دل نوشته
غیر منتظره
سيد هادي نوري
كاتب باشي * علی محمدی
دست خط ...
پرگار
مقتدايم تنهاست
عصر انتظار
سعيد پورمحمودي
اللهم صلی علی نبینا محمد و علی آله و صحبه و سلم
صداي زندگي

 

 

  لوگوی دوستان

<-BlogTitle->

 

 

  آمار و نویسندگان
  نويسندگان :
  (92) نفيسه سجادي

 
آمار بازديد :

بازديد هاي امروز : 2
بازديد هاي ديروز : 10
بازديد هاي این ماه : 160
كل مطالب : 92
كل بازديد ها : 5303
ايجاد صفحه : 0.125 ثانیه

 
   


 

 

 مهدی در انتظار شیعیان حقیقی علی علیه السلام
       

 

 http://weblog.sarir209.com/archives/docu0003.JPG
أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟

كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟

دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت.

روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!

آن روز هم، امام دیگری بود  و ندای دیگری:‌« هل من ناصر ینصرنی؟ » این ندا هم زمانی بر آمد كه ابوالفضل علمدار، علی اكبر، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و ... در برابر چشمان حسین (ع) به خون غلتیده بودند و او سرداری بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهای فروافتاده، دستهای به عقب كشیده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده ای كه به دنبال محل فراری چون زمین هستند نا از تیررس نگاه امام فرار كنند. بجز 72 تن؟! همین !

آیا جواب سؤالی بدان عظمت، سئوالی كه زمین و زمان، فرشتگان و ملایك برای جوابش هروله می كردند، همین بود؟!

نه ! نبود !‌و از همین رو بود كه علی جوابش را از محراب با فرق خونینش گرفت و حسین بر سر نیزه !

آن روزگار گذشت و امروز، روزگار دیگری است. امروز نیز روز امام دیگری است. اما همچنان همان سئوال باقی است :

- كجاست یاریگری  كه به یاری امامش بشتابد؟

و جواب نیز همان ! سكوت !‌خجلت ! غلفت ! ترس !

دیگرگاهی است كه هر روز ندایی در صحن دل شیعیان می پیچد :

« كجاست یاریگری كه به یاری مهدی بشتابد؟!»

و ما همچنان چشمان شرمزده و گنهكار، اما مشتاقمان را به زمین دوخته ایم. سر به جانب دیگری گردانده ایم و دستانمان را به كار دنیا مشغول داشته ایم ! و او هر روز دلتنگ عاشقی، منتظر یاریگری ، با گلویی بغش آلود، چشمان امیدوارش را كه از نگرانی برای شیعیان اشك آلود است به آسمان دوخته :

- پس كی ؟

http://one.xthost.info/seaman/ya ali.jpg

آری !‌امروز دیگر آن روزگار نیست، كه این آخرین حجت خدا، بقیه الله الاعظم (عج) هم به سرنوشت اجداد اطهرش دچار گردد.

او در پس پرده می ماند تا آنگاه كه مالك ها، عمارها، حبیب ها و ابالفضل هایش را پیدا كند.

اومانده است تا زمین خدا ،‌از حجت خالی نماند و ظهوراو محقق نمی شود مگر به حضور مالك ها،‌عمارها، و حبیب ها.

به راستی ! ما كه ادعای علوی بودن را بر سینه داریم و چشم به راه قیام مهدی (عج) هستیم،

هیچ با خود فكر كرده ایم كه امروز هم ندای أین مثل مالك، أین عمار، أین ذوالشهادتین علی (ع) از حنجره فرزندش مهدی (عج) در فضا طنین انداز است !

هیچ با خود فكر كرده ایم كه امروز مهدی (عج) بیش از هر كس دیگر،‌در انتظار منتظران واقعی خویش است ؟!

هیچ با خود فكر كرده ایم كه آیا این ندای حضرت را پاسخ دهنده ای هست؟

افسوس كه پاسخ دهندگان بسیار اندكند.

افسوس كه اگر شیعیان واقعی علی (ع) اندك نبودند، فرزندش در پرده غیبت باقی نمی ماند.

آری، آن هنگام كه ندای «فزت و رب الكعبه» علی (ع) در محراب مسجد كوفه طنین انداز شد،

چشمانش نگران چنین روزهایی بود.

روزهایی همچون امروز كه زمان بی تاب ظهور فرزندش و مكان بی قرار شنیدن ندای «أنا المهدی» اش می باشد.

آیا او را جوابگویی هست؟

شیعیان علی !

 درك این حقیقت را به كدامین لحظه واگذارده ایم؟ فرصت ها از دست می رود.

شاید از هنگام ظهور اندكی بیش نمانده باشد !

لحظه ها از دست رفت،

عمرما بر باد رفت

 

 

         

  نوشته شده توسط نفيسه سجادي

نظرات 2

 

 

 بر چهره دلربای مهدی صلوات
       

 

 


در دل خود كشیده ام نقش جمال یار را

پیشه خود نموده ام حالت انتظار را

ریخته دام ودانه شه از خط وخال خویشتن

صید نموده مرغ دل برده از او قرار را

سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل

تا كه مگر ببینم آن طرّه مشكبار را

دولت وصل او اگر یكشبی آیدم بكف

شرح فراق كی توان داد یك از هزار را

چشم امید دوختن درره وصل تابكی

برده شرار هجر او از كفم اختیار را

ایمه برج معدلت پرده زچهره برفكن

شوی زچشم عاشقان زآب كرم غبار را

سوختگان خویشرا كن نظر عنایتی

مرهمی از كرم بنه ایندل داغدار را

حیرانرا از جلوه ای از رخ خویش مات كن

تا رهد از خودی خود ترك كند دیاررا

 

 

         

  نوشته شده توسط نفيسه سجادي

(نظر بدهید.)

 

 

 گناهان كبیره در كلام امام صادق علیه السلام
       

 

 

گناهان كبیره در كلام امام صادق علیه السلام


آتشفشان


«عمرو بن عبید» یكى از علماى اسلام، به حضور امام صادق علیه السلام آمد، سلام كرد و سپس این آیه را خواند:

"الذینّ یجتنبون كبائر الاثم و الفواحش (1) ؛ نیكوكاران كسانى هستند كه از گناهان بزرگ، و زشتى پرهیز مى‌كنند."

سپس سكوت كرد و دنبال آیه را نخواند؛

امام صادق علیه السلام به او فرمودند: «چرا سكوت كردى؟!»


او گفت: «دوست دارم، گناهان كبیره را در كتاب خداوند بدانم.»


آنگاه امام صادق علیه السلام گناهان كبیره‌اى را كه در قرآن آمده بیان نمودند:


1- بزرگترین گناهان كبیره، شرك به خداست؛ قرآن مى‌فرماید:

كسی كه براى خدا، شریك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى‌كند.(2)


2- ناامیدى از رحمت خدا؛

هیچ كس جز كافران از رحمت خدا، نومید نگردد.(3)


3- ایمنى از مكر (عذاب و مهلت) خدا؛

از مكر خدا ایمن نشود، مگر مردم زیانكار.(4)


4- عقوق (و آزار) والدین؛ چنان كه قرآن از زبان عیسى علیه السلام مى‌فرماید:

خدا دستور داده كه به مادرم نیكى كنم و مرا زورگوى تیره‌بخت قرار نداده است.(5)


5- كشتن انسانِ بى گناه؛

و هر كس فرد با ایمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آن مى‌ماند، و خداوند بر او غضب مى‌كند و از رحمتش دور مى‌سازد و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.(6)


6- نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن؛

كسانى كه زنان پاكدامن و بى خبر (از هرگونه آلودگى) و با ایمان را متهم مى‌سازند، در دنیا و آخرت، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است.(7)


7- خوردن مال یتیم؛

همانا كسانى كه اموال یتیمان را مى‌خورند، آنها در شكم‌هاى خود، آتش فرو مى‌برند و به زودى در آتش سوزان مى‌سوزند.(8)


8- فرار از جبهه جهاد؛

و هر كس در آن هنگام (جنگ) به آنها پشت كند مگر در صورتى كه هدفش، كناره‌گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد (چنین كسى) گرفتار خشم پروردگار خواهد شد، و جایگاه او جهنم، و چه بد عاقبتى است.(9)


9- ربا خوارى؛

كسانى كه ربا مى‌خورند، برنمى‌خیزند مگر مانند كسى كه شیطان با تماس خود، او را همچون دیوانه، آشفته حال كرده است.(10)


10- سحر و جادو؛

قطعا دانستند كه هر كس خریدار جادو شود، در آخرت، بى‌بهره خواهد بود.(11)


11- زنا؛

هر كس كه زنا كند، مجازاتش را خواهد دید، عذاب چنین كسى در قیامت، مضاعف گردد و با خوارى، همیشه در آن خواهد ماند.(12)


12- سوگند دروغ براى گناه؛

كسانى كه پیمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندك مى‌فروشند، در آخرت، بى‌بهره‌اند.(13)


13- خیانت در غنایم جنگى؛

و هر كس در غنیمت جنگى، خیانت كند، روز قیامت با آنچه خیانت كرده بیاید.(14)


14- نپرداختن زكات واجب؛

در آن روز (طلاها و نقره‌ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان كرده و با آن صورت‌ها و پهلوها و پشت‌هایشان را داغ مى‌گذارند.(15)


15- گواهى به دروغ، كتمان؛

و هر كس گواهى دادن را پنهان كند، قلبش گنهكار است.(16)


16- شرابخوارى،

اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، شراب و قمار و بت‌ها و تیرهاى قرعه پلیدند و از عمل شیطانند. پس از آنها دورى كنید باشد كه رستگار شوید.(17)


17- ترك نماز یا واجبات دیگر به طور عمد، زیرا پیامبر صلّى الله علیه وآله فرمود:

هر كس عمداً نماز را ترك كند از پیمان خدا و رسول خدا بیزارى جسته است.


18و19- پیمان شكنى و قطع رحم، چنانكه خداوند مى‌فرماید:

براى آنان كه (پیمان را مى‌شكنند و قطع رحم مى‌كنند) لعنت و خانه بد در آخرت، است.(18)


امام صادق علیه السلام به اینجا كه رسید، عمرو بن عبید در حالى كه از شدت ناراحتى، فریاد مى‌كشید از محضر آن حضرت خارج شد و مى‌گفت:

هلك من قال براءیه و نازعكم فى الفضل و العلم؛ به هلاكت رسید آن كس كه به راى، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستیز كرد.(19)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- نجم / 32.

2- نساء / 72.

3- یوسف / 78.

4- اعراف / 99.

5- مریم / 32.

6- نساء / 93.

7- نور / 23.

8- نساء / 10.

9- انفال / 16.

10- بقره / 277.

11- بقره / 102.

12- فرقان / 6869.

13- آل عمران / 77.

14- آل عمران / 161.

15- توبه / 35.

16- بقره / 283.

17- مائده / 90.

18- فرقان / 25.

19- كافى، ج 2 ص 285287، كافى مترجم، ج 3 ص 390392.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .

تنظیم : سایت تبیان

 

 

         

  نوشته شده توسط نفيسه سجادي

(نظر بدهید.)

 

 

 زمینه های کسب بصیرت(کلام امام علی (ع))
       

 

 

بسیاری از اوقات حق و باطل به هم آمیخته می‌شوند و افرادی از سر تبعیت از هوای نفس بدعت‌هایی می‌آفرینند كه در عین باطل بودن از آن‌جا كه شباهت با حق دارد، گروهی را می‌فریبد و آنان را در دام فتنه می اندازد. اگر حق و باطل كاملاً روشن و واضح بودند، افراد می‌توانستند به راحتی حق را تشخیص داده و به آن عمل كنند و نیز از باطل دوری گزینند. اما در چنین شرایطی كه ذكر شد چنین امكانی به سختی وجود دارد. آن چیزی كه در این شرایط نجات‌بخش است، بصیرت می‌باشد. امری كه به خاطر فقدان آن بسیاری از اتفاقات ناگوار و تصمیمات غلط كه آینده‌ی ملت‌ها را در معرض تباهی قرار می‌دهد رخ می‌دهد.

 

smpl.jpg



در چنین شرایطی افراد بی‌بصیرت به خاطر فهم اشتباه به‌عنوان ابزاری در دست دشمنان قرار می‌گیرند و ناخواسته و با نیت حق‌مداری به‌عنوان عاملان عده‌ای كه تعمداً حق و باطل را درهم آمیخته‌اند، عمل می‌كنند. علی(ع) در این خصوص به خوارج فرمودند: "ثم انتم شرار الناس و من رمی به الشیطان مرامیه و ضرب به تیهه‏؛ شما بدترین مردم هستید. شما تیرهایی هستید در دست‏ شیطان كه از وجود پلید شما برای زدن نشانه‌ی خود استفاده می‏كند و به وسیله‌ی شما مردم را در حیرت و تردید و گمراهی می‏افكند. (نهج‌البلاغه‌،خ 127)

علی(ع) در نهج‌البلاغه انسان‌ها را به دو دسته نجات یافته و گمراه تقسیم كرده و بیان می‌دارند كه تنها انسان‌های بابصیرت نجات می‌یابند.(نهج‌البلاغه‌، خ153) نظر به همین اهمیت، نگارنده بر آن است تا در این مقاله تبیین نسبتاً جامعی از عوامل و منابع بصیرت از منظر علی(ع) ارائه دهد. البته در ابتدا قبل از ورود به بحث لازم است به تبیین لغوی و اصطلاحی واژه‌ی بصیرت بپردازیم.

بصیرت در لغت به معنای عبرت، ثبات در دین، حجت و استبصار در چیزی، علم و خبرگی، زیركی و گواه و همچنین به معنای عقیده‌ی قلب و یقین می‌باشد. (الغیومی، 50ص، دهخدا ، ج 1، ص 124) از این‌رو میان دو واژه‌ی "نظر" و "بصر" تفاوت وجود دارد. واژه‌ی نظر دلالت بر دیدن اما واژه‌ی "بصر" دلالت بر دیدن عمیق می‌نماید. علی(ع) در این خصوص می‌فرماید: "انما البصیر من سمع فتفكّر و نظر فابصر و انتفع باالصبر ثم سلك جدراً واضحاً یتجنّب فیه الصرعه فی المهاوی؛ اهل بینش كسی است كه بشنود و بیاندیشد و ببیند و با بینش در آن درنگ و از رخدادها پند گیرد و بهره‌مند شود و خود را از پرتگاه‌ها نگاه دارد." (نهج‌البلاغه‌ ،خ153)

بصیرت در اصطلاح، روشنایی و نور خاصی است كه در نتیجه‌ی استضائه از چراغ وحی و امامت در عمق جان انسان پدید می‌آید و چراغ وحی و امام مقدمه‌ی چراغ بصیرت در عمق وجود انسان هستند. قرآن كریم در مقایسه‌ی میان واجدین و فاقدین بصیرت می‌فرماید: "أو مَن كان میتاً فأحْییناهُ و جَعَلنا له نوراً یمشی به فی الناس كَمَن مثله فی الظلمات لَیس بِخارج مِنها كذلك زَیّن لِلكافرین ما كانوا یَعْملون؛ آیا كسی كه مرده [دل] بود و زنده‌اش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان مردم راه برود، چون كسی است كه گویی گرفتار در تاریكی‌هاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟ این‌گونه برای كافران آن‌چه انجام می‌دادند زینت داده شده است" (انعام، 122)

عوامل و زمینه‌های كسب بصیرت
1. تقوا و یاد حق؛ از مهم‌ترین عوامل ایجاد بصیرت، تقوا می‌باشد. بدین معنا كه فرد برای اعمال و رفتارهای خود، معیار و ضابطه‌ای در اختیار داشته باشد و هواهای نفسانی را تحت كنترل بگیرد. حضرت علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند: "اعلموا، عبادالله، أن التقوی دارحصن عزیز ... ألا وبالتقوی تقطع حمه الخطایا...؛ ای بندگان خدا! بدانید كه تقوا، دژی محكم و شكست‌ناپذیر است... آگاه باشید [كه] با پرهیزكاری، ریشه‌های گناهان را می‌توان برید..." (نهج‌البلاغه، خطبه157)
امام(ع) همچنین در وصیت به فرزندشان، اهل ذكر و یاد حق را واجد بصیرت می‌دانند: "فاستصحبوا بنور یقظه فی الابصار والاسماع والافئده...؛ اینان به نور بیداری، در دل‌ها و چشم‌ها و گوش‌ها نور می‌افشانند. اینان پرده‌ی آن جهان را از جلوی چشم مردم دنیا برداشته‌اند. گویا ایشان چیزهایی را می‌بینند كه مردم نمی‌بینند و می‌شنوند آن‌چه را كه دیگران نمی‌شنوند." (همان،نامه 31)

 نتیجه‌ی تقوا شناخت و ساخت خویشتن است كه انسان را به مقام والای محبوبیت می‌رساند و در این دنیا با بینایی نافذ می‌نگرد و راهی را كه باید سپری كند، با بینایی شایسته تشخیص داده، مشعل‌های فروزان الهی را كه سر راهش نصب شده، شناخته و ناهمواری‌ها و فرو رفتن در فراز و نشیب‌های راهش را پشت‌سر می‌گذارد. (جعفری، شرح نهج‌البلاغه‌، ج 13، ص 33 ـ10)

2. نفی وابستگی‌های مادی؛ یكی از عواملی كه موجب بصیرت انسان می‌گردد این است كه وابستگی‌های مادی را از خود دور كند. علی(ع) گرایش به دنیا را از صفات انسان‌های كور برمی‌شمرند كه چیزی ورای دنیا نمی‌بینند و در چنبره‌ی آن اسیرند. "وانما الدنیا منتهی بصر الأعمی ولا یبصر عمّا وراﺀها شیئاً، والبصیر ینفذها بصره و یعلم أنّ الدار وراﺀها. فالبصیر منها شاخص، والأعمی إلیها شاخص و البصیر منها مترود والأعمی لها متزوّد؛ و همانا دنیا نهایت دیدگاه كوردلان است كه آن سوی دنیا را نمی‌نگرند، اما انسان آگاه نگاهش از دنیا عبور كرده، از پسِ آن، سرای جاویدان آخرت را می‌بیند، پس انسان آگاه به دنیا دل نمی‌بندد و انسان كوردل تمام توجهش دنیاست. بینا از دنیا زاد و توشه می‌گیرد و نابینا برای دنیا توشه فراهم می‌كند." (نهج‌البلاغه‌،خ 131)

علی(ع) با تحلیل حوادث بعد از پذیرش خلافت از سوی خود با اشاره به همین عامل بیان می‌دارد: "بناگاه، دیدم كه انبوه مردم روى به من نهاده‌اند، انبوه چون یال‌هاى كفتاران. گرد مرا از هر طرف گرفتند، چنان‌كه نزدیك بود استخوان‌هاى بازو و پهلویم را زیر پاى فرو كوبند و رداى من از دو سو بردرید. چون رمه‌ی گوسفندان مرا در برگرفتند. اما، هنگامى‌كه، زمام كار را به دست گرفتم، جماعتى از ایشان عهد خود شكستند و گروهى از دین بیرون شدند و قومى هم‌دست ستم‌كاران گردیدند. گویى، سخن خداى سبحان را نشنیده بودند كه مى‌گوید: "سراى آخرت از آن كسانى است كه در زمین نه برترى مى‌جویند و نه فساد مى‌كنند و سرانجام نیكو از آن پرهیزگاران است. آرى، به خدا سوگند كه شنیده بودند و دریافته بودند، ولى دنیا در نظرشان آراسته جلوه مى‌كرد و زر و زیورهاى آن فریب‌شان داده بود. (همان، خ3)
از جمله این حجاب‌های مادی كه علی(ع) به آن‌ها اشاره می‌كند، شهرت‌طلبی است كه چنین می‌فرمایند: "بسا كسان كه نكوحالی‌شان دام بلاست. خطاپوشی شان موجب غرور است و حُسن شهرت و خوش‌نامی شان سبب غلتیدن به دام فتنه است. در میان آزمون‌های الهی، هیچ آزمونی همانند مهلت دادن به چنین كسانی نیست"  (نهج‌البلاغه، كلمه قصار 116)

در عاملی دیگر می‌توان از حسادت نیز نام برد. علی(ع) در جایی حسادت‌ها را عامل ایستادگی در برابر حق می‌دانند و در این خصوص می‌فرمایند: "وَالله مَا تَنْقِمُ مِنّا قُرَیشٌ الاّ انَّ اللهَ اِخْتَارَنَا عَلَیهِم؛ به خدا سوگند! قریش از ما انتقام نمی‌گیرد جز به آن علتی كه خداوند ما را از میان آنان برگزید و گرامی داشت" (همان، خ33)

در بسیاری از موارد خانواده، فرزندان، خویشان و دوستان نیز می‌توانند از محكم‌ترین این وابستگی‌ها به شمار ‌روند. كما این‌كه علی(ع) در این مورد این گونه بیان می‌دارند: "پس مباد كه از سر نادانی، در هنگامه‌های فتنه و آزمون،توان‌مندی‌ و فرزند را محور خشم و خشنودی خداوند گیرید" (همان،خ192)

3. عبرت‌آموزی؛ حضرت علی(ع) بیان می‌دارند كه فردی كه اعتبار نمی‌كند، فكر ندارد و كسی كه فكر ندارد، بصیرت ندارد. حضرت امیر(ع) انسان‌ها را به عبرت‌آموزی از تاریخ و توجه به آثار گذشتگان دعوت می‌فرمایند و آثار آنان را مایه‌ی عبرت می‌شمرند: "نكات حساس و آموزنده و ارزندهی تاریخی را بر قلبت عرضه كن تا از تجارب گذشتگان بهره ببری و آن‌چنان بیاندیش و بپندار كه گویا در آینده‌ی نزدیك، تو نیز مانند یكی از آنان خواهی بود كه دوستانت را رها كرده و به دیار غربت سفر می‌كنند. بیاندیش كه باید چه كنی!" (نهج‌البلاغه‌، نامه 31)
تاریخ جزﺀ علومی است كه شناخت آن به منظور بهره‌گیری از نكات حساس آن مطلوب می‌باشد و حضرت نیز مردم را به دقت و تفكر در آن وامی‌دارد كه خود این امر موجب باز شدن چشم باطن و ایجاد دیدی واقعی و نگرشی صحیح به زندگی می‌شود.( آملی، حكمت علوی، ص 143)

4. تعقل؛ یكی از منابع بینش انسان، عقل می‌باشد. علی(ع) در اهمیت تعقل بیان می‌دارد: "عقل تو را كفایت كند كه راه گمراهی را از رستگاری نشانت دهد" (نهج‌البلاغه‌، كلمه قصار421)
از ویژگی‌های تفكر صحیح توجه به تمام اطراف و جوانب مسائل است. برخی در مواجهه با مسائل نگاه جزءنگرانه دارند و لذا مسأله‌ای را مورد توجه قرار می‌دهند اما از ده‌ها چیز دیگر كه توجه به همه‌ی آن‌ها می‌توانست در نتیجه‌ی تحلیل تأثیر بگذارد، غفلت می‌كنند. به عبارتی بینش، نگاه همه‌جانبه، دقیق و عمیق است كه از لایه‌های بیرونی می‌گذرد و به درون راه می‌یابد و آن سوی حادثه‌ها را می‌كاود و به فرآیند متناسب می‌رسد.
در ارتباط با تعقل یك نكته‌ی بسیار مهم قابل توجه است: داده‌هایی كه بر اساس آن تجزیه و تحلیل صورت می‌گیرد، باید داده‌های معتبری باشند. علی(ع) در تمثیلی زیبا، فاصله‌ی حق و باطل را به اندازه‌ی چشم تا گوش معرفی می‌نمایند. امام صادق(ع) نیز در تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی "والینظر الانسان الی طعامه" می‌فرمایند كه انسان نیك بنگرد كه علمش را از چه كسی می‌گیرد. استناد به داده‌های ظنی و یا ناقص موجب دستیابی به تحلیل‌های ناقص و غلط خواهد شد.

امام علی(ع) با توجه به همین مطلب در خصوص دانایان می‌فرمایند: "این دانایان كسانی هستند كه با چشم عقل به هستی می‌نگرند و نگاه‌شان از این جهان محسوس عبور می-كند و به جهان نامحسوس می‌رسد و در نتیجه همراه و همخانه‌ا‌‌ی كه این راه به آن منتهی می‌شود را می‌بینند." (نهج‌البلاغه‌،خ133)


منابع:
1. قرآن كریم
2. نهج‌البلاغه‌
3. احمد الغیومی، المصباح المنیر
4. علی اكبر دهخدا، لغتنامه، ج 1
5. محمد محمدی ریشهری، مبانی خداشناسی، ج 2
6. عبدالله جوادی آملی، حكمت علوی

 

 

         

  نوشته شده توسط نفيسه سجادي

(نظر بدهید.)

 

 

 گر اینجا کربلاست و امروز عاشورا، اینک چه کسی مرا می‏خواند؟؟!!
       

 

 
 

در ولایت تاریخی حضور معصوم (علیه السلام) در بین مردم ضروری نیست. حکایت ولایت تاریخی مانند خورشید پشت ابر است. اما شایسته این است که مومنین زمینه بیرون آمدن خورشید را از پشت ابر فراهم کنند تا از نور آن بصورت مستفیم فیض ببرند.

 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

گر اینجا کربلاست و امروز عاشورا، اینک چه کسی مرا می‏خواند؟؟!!

 

ولایت تاریخی خاص ائمه معصومین (علیهم السلام) است و در طول تاریخ جاری بوده و هست. همه وقایع و اتفاقات عالم با هماهنگی امام معصوم (علیه السلام) انجام می‏شود به شکلی که حتی یک برگ درخت هم بدون اذن امام به زمین نمی افتد.

در ولایت تاریخی حضور معصوم (علیه السلام) در بین مردم ضروری نیست. حکایت ولایت تاریخی مانند خورشید پشت ابر است. اما شایسته این است که مومنین زمینه بیرون آمدن خورشید را از پشت ابر فراهم کنند تا از نور آن بصورت مستفیم فیض ببرند.

ولکن در ولایت اجتماعی هر دو جبهه «حق و باطل» وجود دارد و یقینا اعمال و افعال انسان تحت ولایت یکی از این دو قرار می‏گیرد. حتی سکوت مومنین در درگیری بین حق و باطل خیلی از اوقات به نفع جبهه باطل تمام می‏شود.

 ولایت اجتماعی امام معصوم(علیه السلام) با حضور او در بین مردم محقق می‏شود و اگر مومنین آمادگی پذیرش ولایت امام را نداشته باشند از فیض ولایت اجتماعی او محروم می‏شوند و در چنین شرایطی ولایت به عهده نواب امام قرار می‏گیرد و شیعیان باید تمرین ولایت پذیری نمایند تا آماده پذیرش مجدد ولایت امام معصوم(علیه السلام) شوند.

عاشورا تکرار شدنی است و پر واضح است که نخبگان جامعه موظفند حسین زمان و ولی اجتماعی جبهه حق را به عموم مومنین نشان داده و آنها را به سمت ولایت پذیری سوق دهند.

عزادار واقعی حسین بن علی(علیه السلام) کسی است که تحت ولایت اجتماعی نواب عام و ولی فقیه حرکت نماید و از رهنمود های او غافل نشود. مومنین باید مراقبت نماید که ندای «هل من ناصر ینصرنی» ولی خود را بشنود و به موقع عکس العمل متناسب نشان دهد چرا که کم نبوده اند خواصی که به خاطر عدم حضور به موقع، حسین زمان خود را به قتلگاه فرستاده اند.

براستی گر اینجا کربلاست و امروز عاشوراست، اینک چه کسی ما را می‏خواند؟

با کمی دقت به روشنایی خورشید می‏توان حسین زمان را شناخت و صف بندی یزیدیان را از خط مقدم سپاه اسلام تشخیص داد.

 اما آنچه که باید مورد توجه شیعیان دهه چهارم انقلاب باشد این است که قتلگاه حسین زمان آنها در زمین ماندن فرمایشات اوست نه اینکه جسم مبارک او را به مقتل بکشانند چرا که بسیجیان خمینی کبیر به دنیا نشان داده اند که برای رهبر خویش یاورانی کم نظر در طول تاریخ بوده اند و جوانان عاشورایی امروز جامعه نیز؛ ما را به یاد همان دلاوران کربلای 5 می اندازند.

 

 

         

  نوشته شده توسط نفيسه سجادي

نظرات 4

 

 

 پس چرا تموم نميشه سردي روزاي غيبت؟!؟!؟
       

 

 

 

 

         

  نوشته شده توسط نفيسه سجادي

نظرات 3

 

 

 فهرست سوالات روز خواستگاري
       

 

 

فهرست سوالات روز خواستگاري

گل

 

ابتدا زماني که تصميم مي گيريد که خواستگاري را به خانه بپذيريد يا همراه خانواده به خواستگاري برويد ،بهتر است کمي با خود خلوت کنيد . واقع بينانه به خود و شرايط موجودتان نگاه کنيد. خود را از نظر زيبايي،تحصيلات،شرايط مالي ، فرهنگ خانواده بسنجيد. اين کار براي سنجيدن توقعات خوداز زندگي و همسر آينده ،کمک خواهد بود.

بهتر است علاوه بر شناخت بيشتر از شرايط فعلي تان ،آرزوها و انتظاراتتان راجع به زندگي زناشويي را مشخص کنيد. در خلوت خود شعار ندهيد. اينکه معيار هاي صحيح چيست با اين که معيار هاي شما چيست متفاوت است .ممکن است شما بر اساس معيار هايي صحيح انتخاب کنيد اما در زندگي آينده  چون اين معيار ها برايتان دروني نشده و فقط جنبه ي شعار داشته ، دچار مشکل شويد. پس نگاهي واقع بينانه به شرايط موجود و خواسته هاي آينده بسيار مهم است . وقتي به يک ارزيابي صحيح رسيديد ،دست به کار شويد.ليستي براي خود تعيين کنيد و البته بايد ياد آور شوم سوالات استاندارد ، با جواب هاي مشخص وجود ندارد و جوابي متفاوت از آنچه شما فکر مي کرديد به يک سوال نبايد باعث شود نظر شما منفي گردد.خيلي از پاسخ ها خود باعث سوال ديگري مي شوند و مهم اين است که شما در آن زمان بتوانيد به خوبي و البته صادقانه گفتگو کنيد.

سوالات کلي براي شروع خوب است اما خيلي تعيين کننده نيست زيرا سوال کلي جواب کلي هم دارد و به شناخت بيشتر کمک نمي کند.

بعضي از سوالاتي که در زير آمده در صورت آشنايي قبلي با فرد براي مثال فاميل بودن نيازي به پرسيده شدن ندارد و برخي براي شما حائز اهميت نيست .پس سوالات زير را به عنوان چند پيشنهاد مطالعه بفرمائيد.

- بيوگرافي خوتان را بگوئيد:(سن ، تحصيلات ، شغل ،تعداد فرزندان خانواده ، وضعيت  پدر و مادر، خواهر و برادر ها، اين که چندمين فرزند خانواده است . ) 

- علت اينکه تصميم به ازدواج گرفتيد چيست؟(خواست خانواده ، فشار فرهنگي يا نياز شخصي)

- در زندگي چه هدفي را دنبال مي کنيد؟ چند تا از سر فصل هاي مهم در آينده تان چيست؟(براي مثال گرفتن بورسيه،موفقيت در زمينه ي ورزش و..)

- چه ملاک هايي براي خوشبختي داريد؟

- مسائل اقتصادي همسر و خانواده ي او چقدر برايتان مهم است؟

-بعد از ازدواج چقدر مايل به ارتباط با خانواده ي همسرتان هستيد؟

-دوست داريد همسرتان با خانواده ي شما تا چه حد صميمي باشد؟

-در تصميم گيري ها اهل مشورت هستيد؟

-آيا خانواده و دوستانتان در تصميماتتان دخيل هستد؟ در آينده  همسرتان چطور؟

-اگر اختلاف نظري بين همسر و خانواده تان ايجاد شد ،چگونه آنرا رفع مي کنيد؟

-خانواده ي خود را سنتي مي دانيد يا مدرن؟ مي خواهيد چطور خانواده اي تشکيل دهيد؟

-نظرتان راجع به مرد سالاري و زن سالاري چيست؟

-تکليف مديريت خانه چه مي شود؟

-درزمان وقوع اختلاف نظر ، اگر با گفتگو به نتيجه نرسيديم ، چه کسي نظر آخر را بدهد؟

-چه عقيده اي در باره ي مديريت اقتصادي خانه داريد؟

-تعريف تان از صرفه جويي چيست؟

-چقدر اهل پس انداز هستيد؟

-چقدر دوست داريد صاحب فرزند شويد؟

-در تربيت فرزندان ، چقدر اختيارات را به همسرتان واگذار مي کنيد؟

همسر

-تا چه حد به اعتقادات مذهبي پايبند هستيد؟

-از نظر ديگران فرد مذهبي هستيد؟

-تعريفتان از حجاب چيست؟( چادر ،مانتوي پوشيده ،چادر ملي ،بلوز و شلوار و روسري و ..)

-در رفتار با نامحرم چه روشي داريد؟

-خودتان در محل کار وخانواده ، با نامحرم چگونه رفتار مي کنيد؟

-از همسرتان تو قع داريد چگونه رفتار کند؟

 

-با کار کردن خانم ها موافقيد؟ چه نوع کاري؟ (مخصوص خانم ها)     

-  دوست داريد در آينده شاغل باشيد؟ (مخصوص آقايان)

-آيا همسرتان بايد براي هر کاري از شما اجازه بگيرد؟

-اهل مطالعه هستيد يا نه ؟ اگر بله در چه موضوعاتي؟

-آيا فيلم ديدن را دوست داريد؟ زيباترين فيلم هايي که تا کنون ديده ايد ،کدامند؟

-رابطه تان با دنياي مجازي و اينترنت چگونه است؟

-اگر اهل استفاده از اينترنت هستيد، بيشتر به سراغ چه موضوعات و سايت هايي مي رويد؟

-با چت کردن چه ميانه اي داريد؟

-تا به حال به چه کارهايي اشتغال داشتيد؟

-از کاري که مي کنيد ،راضي هستيد؟

-رابطه تان با همکارانتان چطور است؟

حتما راجع به خط مشي سياسي و اعتقادات خود صراحتا صحبت کنيد و از او سوالات کاملي بپرسيد چون ممکن است در آينده به مناسبت هاي مختلف ، اختلاف عقيده ي سياسي ديگر شرايط زندگي تان را تحت تاثير قرار دهد.

-با جشن عروسي موافقيد؟ تا چه حد موافق خرج کردن براي مراسم هستيد؟

-آيا در باره ي مهريه نظر خاصي داريد؟

-رسم و رسوم خاصي هست که  خانواده تان برايشان خيلي مهم باشد؟

-چه نوع تفريحاتي را دوست داريد؟

- بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد مي کنيد؟

- دوست داريد همسرتان اهل معاشرت با دوستان باشد يا نه ؟

اين ها بخشي از اطلاعاتي است که ما از همسر آينده مان نياز داريم اما همه ي آن نيست. تحقيق ،مشاوره مي تواند بسيار موثر باشد. به خدا توکل کرده و سعي کنيد بهترين انتخاب را داشته باشيد زيرا هرچند دين ما در صورت اختلاف امکان جدايي را قرار داده است اما مشکلات پس از آن به قدري زياد است که بهرين راه پيشگيري از طلاق با انتخاب صحيح است.

خوش بخت و موفق باشيد.

 

تبيان - داوودي

 

 

         

  نوشته شده توسط نفيسه سجادي

نظرات 1

 

 

 چه طور می توان امام زمان(عج)راخوشحال کرد؟
       

 

 از آن جایی كه رضایت و خشنودی خداوند تبارك و تعالی همان رضایت و خشنودی حضرت بقیه الله الأعظم امام زمان(ع) است، بهترین راه تحصیل رضایت ایشان، عبودیت و بندگی خالص خداوند است. انسان باید واجبات شرعی را انجام دهد و از منهیات دینی پرهیز كند و به گونه ای رفتار كند كه بندگان الهی اعم از اقوام، همسایه ها و دیگران از وی راضی باشند و سعی كند كه دلی را شاد كند و كوشش كند كه دلش خالی از حق و كینه و حسد باشد و قلبش سلیم شود. وقتی انسان كردارش را نیك كرد و از اوامر و نواهی الهی سرپیچی نكرد و از آلودگی های ظاهری و باطنی خود را پاكیزه كرد، انسانی امام زمان پسند می شود و هنگامی كه پرونده اعمالش را به خدمت ولی عصر(ع) عرضه می دارند، حضرت خوش حال می شود.
امام صادق(ع) فرمود: "در هر پنج شنبه اعمال بندگان به رسول خدا(ص) و امامان(ع) عرضه می شود".(1) حضرت در حدیثی دیگر فرمود: چرا رسول الله(ص) را ناراحت می كنید؟ مردی عرض كرد: چگونه ناراحتش می كنیم؟ حضرت فرمود: آیا نمی دانید اعمال شما بر حضرتش عرضه می شود؟ كه اگر گناهی ببیند ناراحت می شود، پس رسول خدا را ناراحت نكنید، بلكه خوشحالش كنید.(2) بنابراین، انسان با بندگی و خودسازی و عمل به وظیفه خود در زمان غیبت كه بعضی از وظایف زمان غیبت عبارتند از: انتظار فرج، خواندن دعای فرج و دعای ندبه و دعای عهد و صدقه دادن برای سلامتی حضرت و انجام حج و زیارت به نیابت از ایشان و كارهای خیر دیگر می تواند قدمی در جهت خشنودی حضرت ولی عصر(عج) بردارد.
ایمان و عمل صالح دو ركن اساسی در زندگی انسان به شمار می رود و برای كسب رضایت امام مهدی(عج) باید هر چه بیشتر آن دو را تقویت كرد. گفته اند در دورة آخر الزمان مردم لباس اسلام را وارونه به تن می كنند؛ این سخن ممكن است به این معنا باشد كه برخی از ارزش های اسلامی جایگاه خود را از دست می دهد و برخی از امور بی ارزش یا ضد ارزش، ارزشمند می گردد. یكی از اموری كه موجب می شود فرد از این آسیب تا حد زیادی در امان بماند، این است كه باید تلاش كند اسلام را درست بفهمد و به آثار دانشمندان اسلامی مورد اعتماد مراجعه نماید. بعد از شناخت اسلام صحیح آن را به بهترین وجه ممكن در زندگیش پیاده كند. این بهترین راه جلب رضایت امام زمان(عج) است.

پی نوشت ها:
1. بحار، ج 23، ص 345.
2. كافی، ج 1، ص 219.

 

 

         

  نوشته شده توسط نفيسه سجادي

(نظر بدهید.)

 

 

   
       
1 2 3 4 5 6 »  

 

 


 

 

 

منوی وبلاگ (2)

 

 

درباره

 


من نفيسه هستم؛ دانشجوي مهندسي شيمي نساجي و خوشحال ميشم از اينكه براي وبلاگم نظري ارسال كنيد

 

 

  لوگوی ما
<-BlogTitle->

 

 

  نظرسنجی

 

 

 

  تالار گفتمان

 

 

 

  خبرنامه

    : نام    
    :ایمیل 

اضافه حذف       

 

 

 

  پیوند های روزانه
  دكتر علي شريعتي
دانشگاه آزاد واحد شهرري
"کسب درامد "
آرشیو پیوندهای روزانه

 

 

   پشتیبانی

 

 
   



 



 2009












 



Powered By iranblog.com Copyright �